۳۰ فروردین ۱۳۹۷

معشوق مرد ی که می داند

چقدر دلم می خواهد معشوق مردی باشم که لبخندش وسیع و مهربان باشد و آغوشش بوی خودش را بدهد، مردی که بی هوا بیاید و بگوید […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

بی مرزی لعنتی

روی بی مرزی های لعنتی…هستم و سهم من هم همین دست های سرد تنها ست که حتی برای پاک کردن بخار روی هر آینه ای هم […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

شاد باش نوروز

.اسفنـــد رو بـه پایان است و وقت کـوچ کـردن به فروردین و وقت بخشیـدن و صـاف کـردن و خانه تکانی دل.. بیائید دوباره زیستن را از […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

دفتری بود

دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

حصار سن

حصاری داریم به نامِ سِن!!!!!!!!!  از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم! چه فرقی میکند چند باشد؟؟! ۱۸٬۲۱٬۲۹… و یا حتی ۸۳ و […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۶

* جنگل *

مرا ببر به جنگلی که روی هر درخت آن – عکس شقایقی کنون قسم بخون هر درخت – که ریخت بر جنگل سبز سبزه جوانه میزند […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

شکستن دل

چه ساده بودمآن هنگام که می پنداشتمشکستن دل کسی ناگوارترین حادثه عالم است. امروز که دلم شکستو عالمی تکان نخورد به سادگی خودم خندیدمگویا مردم به […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

کوچ از دیار

من مدتهاست از دنیای یکنواخت روز مرگی به در آمده‌ام من از شهر خفتگان شب که با خرافات خود دلخوشند گریخته ام این‌جا بوی عفن تکرار […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛

  دکتر ” خُسرو فرشیدوَرد” این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛ این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛   آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ […]