۲۴ تیر ۱۳۹۲

به حرمت نان و نمک…

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیمنان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاهنمک را بگذار برای منکه می خواهم این […]
۲۳ تیر ۱۳۹۲

عشق آغازمی شود

عشق آغازمی شود هردم دروجودمدرست ازآن لحظه ای که مراصدا میزنیآن زمانی که خسته اما شاد به چشمانم خیره می شویمن خستگیت را می خوانم وتو […]
۲۳ تیر ۱۳۹۲

باب مارلی

تو کی هستیکه بخواهی زندگی من را قضاوت کنی ؟ من بی عیب نیستم و نمی خواهم باشم . فقط قبل از اینکه شروع کنی با […]
۲۱ تیر ۱۳۹۲

تو کیستی ؟

توکیستی که زخط سپیده می ائیچه دیده ای ای دوست ….رمیده میائیمگر توخون سیاوش ..وروح حلاجیکه قطره قطره ..بریده بریده میائیبگو ..بگو که چه رقصی ست […]
۲۱ تیر ۱۳۹۲

حرفی برای فریاد،

حرفی برای فریاد، چون غسل در تن بادمانند شبنمی بر، گلبرگهای میعادیک شعر ز غم گرفتن، در قحطی شکفتنیک شکوه نامه از من، از خود به […]
۲۱ تیر ۱۳۹۲

بخت

جهان …بگشتم ودردا بهیچ ..شهر ودیار نیافتم که فروشند ..بخت .. در بازار کفن بیاور …تابوت ..وجامه نیلی کن که روزگار …طبیب است وعافیت …بیمارعرفی شیرازی
۲۰ تیر ۱۳۹۲

بیا

به سراغ خواب هایم بیانامم را از نو بخواندست هایم را بگیرروی خوش زمانه ام بشوباید تنهایی را … تنها گذاشتُتا انتهای آدمی رفتتو را ماه […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

با توام

با توامای لنگر تسکین!ای تکان‌های دل!ای آرامش ساحل!با توامای نور!ای منشور!ای تمام طیف‌های آفتابی!ای کبود ِ ارغوانی!ای بنفشابی!با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!با توامای شادی […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

حرفی برای فریاد

حرفی برای فریاد، چون غسل در تن بادمانند شبنمی بر، گلبرگهای میعادیک شعر ز غم گرفتن، در قحطی شکفتنیک شکوه نامه از من، از خود به […]