اشعار

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

مشت مي‌کوبم بر در

مشت مي‌کوبم بر در پنجه مي‌سايم بر پنجره‌ها من دچار خفقانم، خفقان! من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز بگذاريد هواري بزنم، -آآآآآآي! با شما هستم! اين درها را باز کنيد! من به دنبال فضايي مي‌گردم، […]
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

آفتاب آینه ی ماست، اگر بگذارند

آفتاب آینه ی ماست، اگر بگذارند صبح پشت در فرداست، اگر بگذارند خشکسالی به سر آمد، نفس تازه خوش است وقت نوشیدن دریاست، اگر بگذارند همزبانی گره از مشکل ما نگشاید همدلی حل معماست، اگر بگذارند […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

شاد باش نوروز

.اسفنـــد رو بـه پایان است و وقت کـوچ کـردن به فروردين و وقت بخشيـدن و صـاف کـردن و خانه تکانی دل.. بیائید دوباره زیستن را از فصلِ بهار یاد بگیریم و دوباره زندگی کردن را از […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۷

حصار سن

حصاری داریم به نامِ سِن!!!!!!!!!  از این عدد ناچیز برای خودمان دیوار چین ساخته ایم! چه فرقی میکند چند باشد؟؟! ۱۸٬۲۱٬۲۹… و یا حتی ۸۳ و بیشتر… در هر سِنی میتوانی عاشق شوی! عاشق چیزهای خوب، […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۶

* جنگل *

مرا ببر به جنگلي كه روي هر درخت آن – عكس شقايقي كنون قسم بخون هر درخت – كه ريخت بر جنگل سبز سبزه جوانه ميزند – شعله زبانه ميكشد – بانگي دوباره ميزند مرا ببر […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛

  دکتر ” خُسرو فرشیدوَرد” این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛ این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛   آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ گیسوی طلایی، طنازِ سیه چشــــــــــم، چو معشوقۀ من نیست؛ آن […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

دوست داشتن یار

گاه دوست داشتن یار چنان در جانت موجی ایجاد می کندکه جز چرخیدن گرد خورشید دوست هیچ کاری را نمی پسندیمی چرخی ، می گردیمی گردی ، می چرخی وبی اختیار بالا میروی…..بالا وبالاتر میروی .. […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

مرثیه درخت

دیگر کدام روزنه دیگر کدام صبحخواب بلند و تیره ی دریا راآشفته و عبوستعبیر می کند ؟ من می شنیدم از لب برگاین زبان سبزدر خواب نیم شب که سرودش رادر آب جویباربدین گونه شسته بوددر […]