۱۰ مرداد ۱۳۹۲

ناخوانده

من خطی برای خواندن ندارم مرا ورق نزنتنها صفحه همان برگ سفیدی بود که از عشق تو سیاه شدچه می خوانی ازمن من ناخوانده به انتها […]
۱۰ مرداد ۱۳۹۲

زندگی

زندگی رقص نجیبی ستکه از چشمه ی بودن، جاریسترقص یک شاپرک بازیگوشلای یک دسته گل ِ یاس معطر در باغ . . .رقص ِ یک نغمه […]
۱۰ مرداد ۱۳۹۲

نمی ترسم

کجا پروانه ترسید از حریر شعله پوشیدنکجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدنمن ان کوهم که از دریا من ان ماهم که از ابرها من ان […]
۶ مرداد ۱۳۹۲

چه خبر ؟؟

دلم گرفته  ازین جا زمین خدا حافظ سلام حضرت خورشید از اسمان چه خبر اسیر خطه شکیم ..مرز بی پرواز بگو خدای طلوع از کبوتران چه […]
۵ مرداد ۱۳۹۲

دریچه

گر چه رو به رویم دریچه ای هست که کلیدش را سهم من ندانستند اما در برابر طوفان حوادث فقط می توانم بر شانه های خسته […]
۵ مرداد ۱۳۹۲

شب من

شبشب من شب عاشقان ،نجواهای عاشقانه و آنها که عشق را می نوازند در نیلبکانشان !شب خیالهای نازک عشق ! شب روحهای بی قرار عاشق ! […]
۴ مرداد ۱۳۹۲

می پرست

هم با ده و هم زباده مستم خود می منم ارچه می پرستم … هم میوه تاک باغ عشقم هم حارث تاک و دار بستم یعنی […]
۳ مرداد ۱۳۹۲

دریچه

نه! هرگز شب زندان را باور نکردم چرا کهدر فراسوی دهلیزش به امید دریچه ای..دریچه ای بسوی ..ازادی دل بسته بودمنکند امید عبثی باشد !!!!!
۱ مرداد ۱۳۹۲

باران

زیباییها…….رایگان است...آسمان و باران و شقایق و شبنم….مال آدم هاست…ولی دیگر هیچ کس بدون چتر زیر باران نمی رود....حتی بدون نقاب در کوچه ی مهتاب هم […]