۲۵ بهمن ۱۳۹۶

* جنگل *

مرا ببر به جنگلی که روی هر درخت آن – عکس شقایقی کنون قسم بخون هر درخت – که ریخت بر جنگل سبز سبزه جوانه میزند […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

شکستن دل

چه ساده بودمآن هنگام که می پنداشتمشکستن دل کسی ناگوارترین حادثه عالم است. امروز که دلم شکستو عالمی تکان نخورد به سادگی خودم خندیدمگویا مردم به […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

کوچ از دیار

من مدتهاست از دنیای یکنواخت روز مرگی به در آمده‌ام من از شهر خفتگان شب که با خرافات خود دلخوشند گریخته ام این‌جا بوی عفن تکرار […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛

  دکتر ” خُسرو فرشیدوَرد” این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛ این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛   آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ […]
۸ بهمن ۱۳۹۶

عشق یعنــــی ۲

عشق یعنــــی با تـــــو رفتـــن تا خـــــداهمـــــــــرهــی با عاشقـــــــــــانِ آشــناعشق یعنی غــــرقِ حسنِ تــــــو شدنبی خیـــــال از قصــه هـــا و غصـــــه هاعشق یعنی منیـــــــــــت مــن، محـو […]
۸ بهمن ۱۳۹۶

عشق یعنی۱

عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با.. …. خدا همدم شدنعشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی …. تشنگی یعنی سراب…عشق یعنی با ” […]
۲۹ دی ۱۳۹۶

همه چیز پر

نمیدونم چرا خیلی وقته خیلی چیزها را فراموش کـــــــرده امیک شبح دور از انها یادم میادانگار توی مه هستن ..تو یک ..مه غلیظ. شاید هم .تو […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

دوست داشتن یار

گاه دوست داشتن یار چنان در جانت موجی ایجاد می کندکه جز چرخیدن گرد خورشید دوست هیچ کاری را نمی پسندیمی چرخی ، می گردیمی گردی […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

مرثیه درخت

دیگر کدام روزنه دیگر کدام صبحخواب بلند و تیره ی دریا راآشفته و عبوستعبیر می کند ؟ من می شنیدم از لب برگاین زبان سبزدر خواب […]