۲۱ تیر ۱۳۹۷

نی لبک آتشین

از که به لب دارم، خاکستــر انتــظار مـی ریزد… بـرای نواختنــش، تمـام نفــس های نیامــده ام را مســـاعده گرفتـه ام . ثــانیه، یا ســـال، چه توفیــری […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

ابشار عشق ومهربانی

۲۱ تیر ۱۳۹۷

ای گل بدن، ای گل عذار،

ای گل بدن، ای گل عذار، ای رشک گل، ای گل چمن گلگشت من، گلگون من، گل رنگ من، ای گل مکین ای نازک و نازک […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

منزل “مادربزرگ”

۲۱ تیر ۱۳۹۷

آرزو می کنم

آرزو می کنم تو جیب لباست پول پیدا کنی، آرزو می کنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشیُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

مردی از دیار عشق

اهای تو ..قصه های زیبا در گوشم گفتی .. ومن بیهوده پنداشتم قصه تو راست است اما قصه ی بی پایان ما به پایان رسیده داستانی […]
۱۵ تیر ۱۳۹۷

پیدایم کن

راه زیادی نمانده است شیب ملایمی است به چمنزار و گلهای سپید آن نگاه کن و به آسمان آبی و لکه های مهربان ابر کمی نفس […]
۱۳ تیر ۱۳۹۷

فقیر‌ترین نوادگانِ عشق

ما از فقیر‌ترین نوادگانِ عشقیم نسلی که برای داشتنِ عشق از گردن کج کردن پیش بیدل‌ترین‌ها ناکسان ….کوتاهی نکرد…و شلاق ها بر گرده خرید وطتاب دار […]
۱۳ تیر ۱۳۹۷

ارش گفت زمین کوچک است!

ارش گفت زمین کوچک است! ” تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم ! ” “به آفرید” گفت : ” بیا عاشق شویم […]