۲۴ تیر ۱۳۹۲

آدمها

آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی … و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها […]
۲۴ تیر ۱۳۹۲

نه دیگر آن رسیدن ها

نه دیگر آن رسیدن ها ..نه شوق وذوق دیدنهانه سوی هم دویدن ها ..عقب رفتیم پنهانینه دیگر حرف اینده..نه بر لبهایمان خندهدو دیوانه دو بازنده ..دراین […]
۲۴ تیر ۱۳۹۲

برای دوست داشتن تو

برای دوست داشتن توبهانه عاشقی کافی نیستباید در یک صبح گرم تابستانیاز کنار یک رود گذشتخود را به صدای خسته آب سپردکه در دور دست جامانده […]
۲۴ تیر ۱۳۹۲

روزگار جالبی شده

روزگار جالبی شدهسایه ها زودتر از آفتاب میروندوعشقها زودتر از گفتن دوستت دارم ها پایان می پذیرندوبوسه قبل از انکه ربوده شونددر سردی مهتاب جدائی یخ […]
۲۴ تیر ۱۳۹۲

چگونه عاشقت نشوم

چگونه عاشقت نشوموقتی باد در موهایتآواز می خواند ومهتاب در شبچشمان تو می رقصدودلم با دیدنت میلرزدتو جای من بودی از من عاشق تر می شدی
۲۴ تیر ۱۳۹۲

به حرمت نان و نمک…

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیمنان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاهنمک را بگذار برای منکه می خواهم این […]
۲۳ تیر ۱۳۹۲

عشق آغازمی شود

عشق آغازمی شود هردم دروجودمدرست ازآن لحظه ای که مراصدا میزنیآن زمانی که خسته اما شاد به چشمانم خیره می شویمن خستگیت را می خوانم وتو […]
۲۳ تیر ۱۳۹۲

باب مارلی

تو کی هستیکه بخواهی زندگی من را قضاوت کنی ؟ من بی عیب نیستم و نمی خواهم باشم . فقط قبل از اینکه شروع کنی با […]
۲۱ تیر ۱۳۹۲

تو کیستی ؟

توکیستی که زخط سپیده می ائیچه دیده ای ای دوست ….رمیده میائیمگر توخون سیاوش ..وروح حلاجیکه قطره قطره ..بریده بریده میائیبگو ..بگو که چه رقصی ست […]