صفحه اصلی

۱ مرداد ۱۳۹۲

مترسک

مترسک نیستم ولی‌ نمیدانم چرا ……..!کلاغ‌های قصه دوست دارند سر به تنم نباشد
۱ مرداد ۱۳۹۲

قفس

ماکه درکنج قفس باحسرت گل ساختیم گر خزانی آمد آمد گر بهاری رفت رفت
۳۱ تیر ۱۳۹۲

سلام

دوست من ..عزیز منعاشق، همیشه خانه اش رو به خورشید الفت، ساخته می شود؛• شهر ما هم خانه هایش پر از پنجره هایی استکه برای مهربانی […]
۲۹ تیر ۱۳۹۲

عزلی زیبا وعرفانه از صائب تبریزی

عمری است حلقه‌ی در میخانه‌ایم مادر حلقه‌ی تصرف پیمانه‌ایم مااز نورسیدگان خرابات……. نیستیمچون خشت، پا شکسته‌ی میخانه‌ایم مامقصود ما ز خوردن می نیست بی غمیاز تشنگان……. […]
۲۸ تیر ۱۳۹۲

دلتنگ

دلتنگـــــ یعنـــی مـــنلــــــــحظه های ســــکوتمپـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستندمــــــمـلو از آنــــــچـــهمــــی خواهم بـــــــــــــــگویمونمیتوانم
۲۸ تیر ۱۳۹۲

دست هایم

قدر دست هایم را بیشتر دانستمو قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد… ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که…به زمین خوردم!!!وهرگز […]
۲۸ تیر ۱۳۹۲

نقش دل

در تمام صفحه وجودم بدنبال تو می گردمترا سطر به سطر می نویسم واژه به واژه تفسیر می کنم وبا عشق ترسیم می کنم در کتاب […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

پروانه

پروانه به یک سوختن ازاد شد از شمعبیچاره دل ماست که در سوز وگداز است
۲۶ تیر ۱۳۹۲

عشوه طبیعت

عشوه طبیعت..ورنگهای بی نظیر