۲۶ تیر ۱۳۹۲

تو همراهی؟؟

مگر نه اینکهشراب کهنه گوارا ترینسیب رسیده خوشمزه ترینوبوی کنده سوزان ..خوشبو ترین استمنهم سرباز پیری هستم کهعاشق ترینموشاید صادق ترین…. وهنوز در وادی های عشق […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

باران

گوش کنباران می آیدبا صدای باران دوباره چشمهایمبارانی می شودچه کنم کهتو بوی باران می دهی…!!
۲۶ تیر ۱۳۹۲

صبح

• صبح، یعنی بیداری زمین، پس از سکوت طولانی ستارگان و مهتاب.• صبح، آواز پر چلچله ها را در گوش مان زمزمه می کند؛ وقتی که […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

از من مگریز

• از من مگریز دریا دریا تنهایم..وساحل ساحل در پی تو میگردم ..پس..• بکنارم بنشین ومرا به شط غزل های چشمانت• گلستان پر شکوفه وگرم لبانت• […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

فواره ها ی رنگ…

در زیر فواره ها ی رنگ• کنار سپیدار• میانه ی لبخندها• می جویمت به گوشه ای• با بوسه های پنهان دست ها• و ذره ذره “من”….من […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

عارف

عارفی را دیدیم که در دستی آب داشتو در دستی آتش..میگفت میرومکه آب بر دوزخ ریزم و آتش در بهشت کشم... تا کسی خدا را نه […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

مرا ورق نزن

من خطی برای خواندن ندارممرا ورق نزنتنها صفحههمان برگ سفیدی بودکه از عشق تو سیاه شدچه می خوانی ازمنمن ناخوانده به انتها رسیده ام
۲۶ تیر ۱۳۹۲

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود

در حضور خارها هم می شود….. یک یاس بوددر هیاهوی مترسک ها ….پر از احساس بوددست در دست پرنده ….بال در بال نسیمساقه های هرز این […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

من به اندازه ی بی مهـــری تو غمگینم

من به اندازه ی بی مهـــری تو غمگینمو به اندازه ی زیبایـــی یک چلچلهدر نبودنت… تنها و غریبولی با بودن تو ..به اندازه بهار شادموچون بلبل […]