۶ آبان ۱۳۹۲

شراب ناب

دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند نکند سیاهکاری که به آفتاب ماند نه ز پای می نشیند نه قرار می پذیرددل آتشین من بین […]
۶ آبان ۱۳۹۲

موج عشق

نهنگ موج عشقم ، در گل ساحل نمی‌گنجمشنا باید در اقیانوسم ، اندر گل نمی‌گنجمزبانی آسمانی دارم ، اما کس نمی‌فهمدحدیث قدسم ، اندر گوش هر […]
۲۲ آبان ۱۳۹۲

تاراج روزگار

نهال تازه رسی گفت با درختی خشک   که از چه روی، ترا هیچ برگ و باری نیست چرا بدین صفت از آفتاب سوخته‌ای   مگر […]
۲۳ آبان ۱۳۹۲

مدهوش میخانه

در کوی تو مستانه می‌افتم و می‌خیزمدلداده و دیوانه می‌افتم و می‌خیزممن مست و پریشانم می نالم و می مویممدهوش ز پیمانه می‌افتم و می‌خیزمتا آنکه […]
۲۴ آبان ۱۳۹۲

لات ومنات

از ره رسیده ایم با قامتی به قصد شکستن لات و منات را که شکستیمعزی دگر عزیز نمی ماندما از جنس پینه کفش به پا داریم […]
۲۶ آبان ۱۳۹۲

جوانی

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی راچه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی رابه قطع رشته جان عهد بستم بارها با خودبه من آموخت […]
۱۷ آذر ۱۳۹۲

سجود کعبه

پیش رخ تو ای صنم، کعبه سجود می کنددر طلب تو آسمان جامه کبود می‌کندحسن ملائک و بشر جلوه نداشت این‌قدرعکس تو میزند در او، حسن […]
۲۱ آذر ۱۳۹۲

دمی با عماد خراسانی

دلـم آشـفته ی آن مـایه ی نـاز اسـت هنوز مرغ پرسوخته در پنجه ی بـاز اسـت هنوز جـان به لب آمد و لب برلب جانان نرسید […]
۲۱ آذر ۱۳۹۲

دمی با هوشنگ ابتهاج

نـشود فـاش کسی آنچه مـیان مـن و تـوست تـا اشـارات نظر نامه رسـان مـن و تـوست گـوش کـن با لـب خـاموش سخن می گـویـم پاسخم گـو […]