۲۳ آذر ۱۳۹۲

دمی با ملک الشعرای بهار

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند شو بار سفر بند که یاران همه رفتند آن گرد شتابنده که در دامن صحراست گوید : « چه نشینی؟ […]
۲۹ آذر ۱۳۹۲

می شناسمت

می شناسمتچشمهای تومیزبان آفتاب صبح سبز باغهاستمی شناسمتواژه های توکلید قفل های ماستمی شناسمتآفریدگار و یار روشنیدستهای توپلی به رویت خداستمعینی کرمانشاهی
۵ دی ۱۳۹۲

دست وائینه

Iدستی میان اینه ومن لغزید…... شعر از میان اینه دستی شد اینک میان خلوت وتاریکی تفسیر دست ها…….را بر جاده مینویسم وجاده از سخاوت پر می شود […]
۷ دی ۱۳۹۲

دمی با استاد نوح سمنانی

امروز هم گذشت..ونیامدشعر افرین ..چشم سیاهمدر انتظار رویش..خشکیدبر سنگفرش جاده نگاهماو فارغ از خیال من ..اینکچون گل درون بستر ..ناز استچشم من است اینکه براهشچون چشم […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۲

مردن ..مرگ نیست

و مرگ، مُردن نیستو مرگ، تنها، نفس نکشیدن نیستمن مردگان بیشماری را دیده‌امکه راه می‌رفتندحرف می‌زدندسیگار می‌کشیدندو خیس از بارانانتظار و تنهایی را درک می‌کردندشعر می‌خواندندمی‌گریستندقرض […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۲

می حندد

نه بر پیکار ما با با طعنه…. هر فرزانه می خندد بسهل انگاری م…..ا عاقل ودیوانه می خندد ستونهائی که میلرزید….. از طوفان خشم ما بروی […]
۶ تیر ۱۳۹۳

دمی با زنده یاد خسرو گلسرخی

شعری پرشور از شاعری پرشور زنده یاد خسرو گلسرخی رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت نورهای تازه ای […]
۱۲ مهر ۱۳۹۳

صدا مکن

دگر مرا صدا مکنمرا ز جام باده ام جدا مکنکه جام من به من جواب میدهدبه من کلید شهر خواب میدهددرون خوابهای منتویی و دستهای مهربانتویی […]
۱۵ مهر ۱۳۹۳

دمی دیگر با خسرو گلسرخی

خسته تر از همیشهدر دست های تودنیادروغین استچشمت همه آهنپایت همه تردیددستت همه کاغذاین فردا که فراز دارد می بینیقلب بزرگ ماستدریا درون سینه ام جاری […]