۶ بهمن ۱۳۹۵

یک جام با تو خوردن

یک جام با تو خوردن ، یک عمر می پرستییک روز با تو بودن ، یک روزگار مستی در بندگی عشقت ، از دست رفت کارم‌ای […]
۱۰ خرداد ۱۳۹۵

ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند

ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند بوسه دادند لب شاهد و پیمانه زدند به حقارت منگر باده کشان را کاین قوم پشت پا […]
۲۷ تیر ۱۳۹۴

روزگار مستی

یک جام با تو خوردن ، یک عمر می پرستییک روز با تو بودن ، یک روزگار مستی در بندگی عشقت ، از دست رفت کارمای […]
۱۹ فروردین ۱۳۹۴

مردان خدا پرده ی پندار دریدند

مردان خدا پرده ی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدندهردست که دادند ازآن دست گرفتند هرنکته که گفتند همان نکته شنیدندیک طایفه را […]
۳۰ مرداد ۱۳۹۳

ساقی نامه

ای ساقی خوش منظر مست میِ نابم کنروی چو مهَت بنمای بیهوش و خرابم کنکیفیت بیداری خون کرد دلم ساقیبرخیز و شرابم ده بنشین و به […]
۱۵ اسفند ۱۳۹۲

دمی دیگر با فروغی بسطامی

کی رفتـه ای ز دل که تمنــا کنم تــرا …. کی بـوده ای نهفته کـه پیـدا کنم ترا غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور …. […]
۱۵ اسفند ۱۳۹۲

دمی با فروغی بسطامی

گر عــارف حــق بیـنی چشم از همه بر هم زن …. چون دل به یکی دادی ، آتش به دو عالم زن هـم چشــم تمـاشــا را […]
۵ دی ۱۳۹۲

ساقی خوش منظر

ای ساقی خوش منظر مست میِ نابم کن روی چو مهَت بنمای …..بیهوش و خرابم کن کیفیت بیداری ……..خون کرد دلم ساقی برخیز و شرابم ده […]