طواف
۲۸ مهر ۱۳۹۲
پرده نشین
۲ آبان ۱۳۹۲
نمایش همه

بالاتر از سیاهی

در خواب دروغین کدام خورشید تعبیر شدم
که جز سوسوی کوچکی
از فروغم نمانده؟
کدام پنجره
با پرده های سیاه تبانی کرد
که پنهان شدم از خود؟
کجای این شهر زنده به گورم کردند
که هیچ کوچه ای به نامم نیست؟
من از بی تفاوتی این ساعت ها
من از معمای بی رنگ آینه ها
می ترسم!
وقتی که هیچ رنگی
ناجی دستهایم نشد
به اسارت چشم تو می آیم
بالاتر از سیاهی
رنگی نیست!

88 (2)

1 دیدگاه

  1. مهدی موسوی گفت:

    شعر از خانم فروغ رضایی مشعل هستش.از مجموعه شعر” بارانِ این شعرها،تورا خیس نمی کند”

    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *