من و انکار شراب
۲۱ فروردین ۱۳۹۴
ﮔﺎﻫﯽﺑﺎﯾﺪ ﺭﺩ ﺷﺪ ،
۲۱ فروردین ۱۳۹۴

حالا که رفته ای

حالا که رفته ای

سر می گذارم بر شانه ی همه ی نیلوفرانی

که امسال بی تو گریسته اند

3 (2)

گریسته اند ولی بی تو نزیسته اند

حالا که رفته ای

بهانه ی خوبی است برای باران

حالا که رفته ای

گمان نمی کنم برگردد

پرنده ای که از دست تو دانه بر می چید و

در کلمات تو پرواز می کرد

pefپرندهگان (156)

حالا که رفته ای

هیچ راهی مرا به جایی نمی برد

در حافظه ام می چرخم

همه کلید ها را گم کرده ام

حالا که رفته ای

شعری می نویسم برای گل های مریم

6گل مریم

شعری می نویسم

برای دیداری که اتفاق نمی افتد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *