۱۵ دی ۱۳۹۶

می خواهم ..می خواهم

‍ می خواهم دریایی نقاشی کنمرنگین کمانی…اما نمی توانم تلاش می کنم جزیره ای را کشف کنمکه درختانش،به جرم مزدوریبه دار آویخته نمی شوندو شاپرکهایش،به جرم […]
۱۴ دی ۱۳۹۶

کجاست کاوه ی آزاده ی زمانه ی دیگر ؟

زمانه حادثه رویید با نشانه ی دیگرچنین زمانه چه سخت است در زمانه ی دیگرهزار خنجر کاری به انحنای دلم آهمخوان ، ترانه مخوان ، باش […]
۲۹ آذر ۱۳۹۶

یلدا..شب چله

من از نسل شب شکنان روزگارم من از نسل نورآفرینان پاک …از سلاله پاک آریائیان بردبارم منم میراث هزار ساله زمین همان ازشرق تا غرب گسترده […]
۲۹ آذر ۱۳۹۶

شب های بلند زمستان

شب های بلند زمستان هر وقت مادر سفره شام را زودتر پهن می‌کرد و کت آقاجون را از کمد بیرون می‌کشید می‌فهمیدیم قرار است جایی برویم […]
۲۹ آذر ۱۳۹۶

زمستان وچله ها

چله بزرگ، چله کوچک، چار چار، سده، اهمن و بهمن، سیاه بهار وسرما ی پیرزن کلمات زیبا و دوست داشتنی بالا ،کلماتی هستند که برای نسل […]
۲۷ آذر ۱۳۹۶

که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد

دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان […]
۲۷ آذر ۱۳۹۶

مرا بیاد اور

عزیز من هرگاه که دیدیبندهای زندگی وروزمرگی گسسته شدغصه ها قصه شدتدانگاه که شراب شادی وعشق در صهبای همه عاشقان ریخته شد زمانی که ساغرها از […]
۲۴ آذر ۱۳۹۶

شرم نامه مرد ایرانی ۳

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭا “ﺁﻗﺎی پروفسور قاسمی”” ﻧﻮﺷﺘﻪ اند : ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ی ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ…ﯾﮏ ﺷﺮﻡ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ… ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺑﯿﻨﺶ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ […]
۲۴ آذر ۱۳۹۶

شرم نامه یک مرد ایرانی ۲

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺭا “ﺁﻗﺎی پروفسور قاسمی”” ﻧﻮﺷﺘﻪ اند : ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ی ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ…ﯾﮏ ﺷﺮﻡ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ… ﭼﺮﺍ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭﯾﻬﺎﯼ ﭘﺪﺭﻡﻭ […]