۴ شهریور ۱۳۹۲

گل ..وگل

وفائی نیست در گل ها…. بنال ای بلبل مسکین کز این گلها پس ازماهم ….فراوان روید از گل ها
۱ مهر ۱۳۹۲

بوی گل

خاطرش در سر گرفتم خانه بوی گل گرفتدر همان یک لحظه هم کاشانه بوی گل گرفتساغری بر کف نهاده منتظر آن ماهرو یوقت نوشیدن شدو ،میخانه […]
۱ مهر ۱۳۹۲

گل

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست رهی
۱ مهر ۱۳۹۲

کل

گل واژه نیست گل ترانه نیست گل بهانه نیست گل شاهپرک نیست گل تنها نگاه توست در قلب کوچک من جوانه می دهد ودر زمین سبز […]
۷ مهر ۱۳۹۲

‘گل

گل گریبان زده چاک از نفس باد صبالاله خون در قدح از سر به گریبانی ما
۷ مهر ۱۳۹۲

گل

گل نمی چینم خدا را باغبان در را مبند می نشینم گوشه ای گل را تماشا می کنم
۹ مهر ۱۳۹۲

گل۲

باغبانا: گــــــــره خشم بر ابرو مفکـــــــــــن خنده مهر بیاموز ز خندیدن گل مهدی سهیلی
۱۲ مهر ۱۳۹۲

گل ۵

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من *که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من
۱۲ مهر ۱۳۹۲

‘گل ۴

اگر گویم به گل ماند جمال او خطا باشد         که روی گل ندارد،رنگ و بوی آن گل رو را رهی معیّری