۲۳ دی ۱۳۹۷

هجرت و عشق

ای دوست ، چرا تنهایم ؟ باید عاشق شد و رفت باید عاشق شد و ماند باید عاشق شد و خواند عشق نوزاد نپرسیدۀ مهر است […]
۱۹ آذر ۱۳۹۷

تنها بیا….می بینی من تنهایم

تنها بیا می بینی من تنهایم ومنتظر همراهت بیاورابرها را باران را وعشق را کویرتشنه است نه پرنده حوصله پروازدارد و نه شترها نای دویدن در […]
۱۹ آذر ۱۳۹۷

از من مگریز مهربان

 از من مگریز مهربان  که دریا دریا تنهایم.. وساحل ساحل در پی تو می گردم .. در دریای محبت به جستجوی دری شاهوار چون تو بودم […]
۱۹ آذر ۱۳۹۷

تو را باید جرعه جرعه نوشید

۲۶ مهر ۱۳۹۷

قابهای مضحک بی روح

دلتنگم از این نقاب های بر چهره لبخندهای خشک..کلیشه ای احوال پرسی های معمولی هوا چقدر خوبه ؟تابستان گرم است  … چشم های شیشه ای..که در […]
۲۶ مهر ۱۳۹۷

به چه می اندیشی

کاش میدانستم که نگاه تو چنین سرد و ثقیل به سراپای وجودم مشکوک خنده ات از سر زور و کلامت همه با فکر دلم بیگانه به […]
۲۵ مهر ۱۳۹۷

رفتن!!!!!

رفتن!!!رفتن که بهانه نمی خواهد، یک چمدان می خواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده… .رفتن که بهانه نمی خواهد وقتی نخواهی […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

نی لبک آتشین

از که به لب دارم، خاکستــر انتــظار مـی ریزد… بـرای نواختنــش، تمـام نفــس های نیامــده ام را مســـاعده گرفتـه ام . ثــانیه، یا ســـال، چه توفیــری […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

ابشار عشق ومهربانی