۴ مرداد ۱۳۹۲

می پرست

هم با ده و هم زباده مستم خود می منم ارچه می پرستم … هم میوه تاک باغ عشقم هم حارث تاک و دار بستم یعنی […]
۴ مرداد ۱۳۹۲

بشکن

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه لب زخم دیده بگشا ,صف انتظار بشکنسر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟تو خود آفتاب خود باش و […]
۳ مرداد ۱۳۹۲

راه

پرسیدم: کدام راه نزدیک تر است؟گفت:به کجا؟گفتم:به خلوتگه دوست…گفت:مگر تو فاصله ای می بینی،بین دل و آنکس که دلت منزل اوست؟
۲۹ تیر ۱۳۹۲

عزلی زیبا وعرفانه از صائب تبریزی

عمری است حلقه‌ی در میخانه‌ایم مادر حلقه‌ی تصرف پیمانه‌ایم مااز نورسیدگان خرابات……. نیستیمچون خشت، پا شکسته‌ی میخانه‌ایم مامقصود ما ز خوردن می نیست بی غمیاز تشنگان……. […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

پروانه

پروانه به یک سوختن ازاد شد از شمعبیچاره دل ماست که در سوز وگداز است
۲۶ تیر ۱۳۹۲

طوطی

در پس اینه طوطی صفتم داشته اندانچه استاد ازل گفت بگو میگویمخواجه رند شیراز حافظ
۲۶ تیر ۱۳۹۲

تو همراهی؟؟

مگر نه اینکهشراب کهنه گوارا ترینسیب رسیده خوشمزه ترینوبوی کنده سوزان ..خوشبو ترین استمنهم سرباز پیری هستم کهعاشق ترینموشاید صادق ترین…. وهنوز در وادی های عشق […]
۲۶ تیر ۱۳۹۲

باران

گوش کنباران می آیدبا صدای باران دوباره چشمهایمبارانی می شودچه کنم کهتو بوی باران می دهی…!!
۲۶ تیر ۱۳۹۲

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود

در حضور خارها هم می شود….. یک یاس بوددر هیاهوی مترسک ها ….پر از احساس بوددست در دست پرنده ….بال در بال نسیمساقه های هرز این […]