۹ آذر ۱۳۹۶

زان خانه که خون عاشقان می ریزد

زان خانه که خون عاشقان می ریزدرفتیم برادران به کاشانه دوست اندوه نهفته از نگاه دشمنگفتیم که سر نهیم بر شانه دوستزنجیر میاورید و تهمت مزنیدبس […]
۵ آذر ۱۳۹۶

یک نفر هست که

یک نفر هست که مثل ِ من و شعرم تنهاست…یک نفر هست که در قافیه هایم پیداست…یک نفر هست که رویای ِ من است و قلمم…یک […]
۳۰ آبان ۱۳۹۶

رویش ناگزیر

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم‌دار است با ریشه چه می کنید؟ گیرم که بر […]
۲۹ آبان ۱۳۹۶

تو یعنی یک شقایق

تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدنتویعنی از سحر تا شب  به زیبایی درخشیدنتویعنی یک کبوتر را  زتنهایی رها کردنخدای آسمان ها را   به […]
۲۹ آبان ۱۳۹۶

دلم باران دلم دریا

دلم باران دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد… دلم یک باغ پر نارنج […]
۲۶ آبان ۱۳۹۶

نوای کائنات

با تمام وجود سالها ..نه قرنها هر روزوهرشب به نوای کائنات گوش جان سپردم نواهای زیبا ..شگرف ومرموز طبیعت را شنودم صدای نسیمی که از لابلای […]
۲۵ آبان ۱۳۹۶

امشب دلآرامم کجاست؟

من پریشان خاطرم امشب دلآرامم کجاست؟آنکه با عشقش بسوزاند سرانجامم کجاست؟ آنکه بر جانم بریزد آتشی از عشق خودبا شرابی از دو چشمش پر کند جامم […]
۱۶ آبان ۱۳۹۶

من یکرنگ بیزارم،

ندارم چشـم من، تاب نگاه صحنه سازی هامن یکرنگ بیزارم، از این نیرنگ بازی ها زرنگی نارفیقا! نیست این، چون باز شد دستترفیقان را زپا افکندن […]
۱۶ آبان ۱۳۹۶

چه درویشانه می رقصم ..

چه درویشانه می رقصم ..چسان رندانه می رقصم که من با دانه تسبیح و………..با پیمانه می رقصماز اتش مثل دود دانه اسپند ……..نگریزمکه گرد شمع بی […]