۲۷ فروردین ۱۳۹۴

جام دریا

جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز استجنگل شب تا سحر تن شسته در بارانخیال انگیز !ما ، به قدر جام چشمان خود ، از افسون […]
۲۷ فروردین ۱۳۹۴

زمان نمی گذرد

زمان نمی گذرد عمــــر ره نمی سپردصــدای ساعت شماطه بانگ تکرار است نه شنبــه هست ونه جمعـــهنه پار وپیرار استجوان وپیر کدام اســــت ؟ زود ودیر […]
۲۴ فروردین ۱۳۹۴

هوا آرام شب خاموش

هوا آرام شب خاموش راه ِآسمان ها بازخیالمچون کبوترهای وحشی می کند پروازرَوَد آنجاکه می بافند کولی های جادو، گیسوی شب راتنم رااز شراب شعر چشمان […]
۲۴ فروردین ۱۳۹۴

دینم این است

من دل به زیبایی به خوبی می‌سپارمدینم این استمن مهربانی را ستایش می‌کنمآیینم این استمن رنج ها را با صبوری می‌پذیرممن زندگی را دوست دارمانسان و […]
۲۲ فروردین ۱۳۹۴

اشک بارد زار زار

من ، بر این ابری که این سان سوگواراشک بارد زار زار دل نمی‌سوزانم ای یاران ، که فردا بی‌گماندر پی این گریه می‌خندد بهارارغوان می‌رقصد […]
۲۲ فروردین ۱۳۹۴

به پیش روی من تا چشم یاری می کند

به پیش روی من تا چشم یاری می کند ، دریاست چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداستدرین ساحل که من افتاده ام خاموشغمم دریا ، […]
۲۲ اسفند ۱۳۹۳

آنکه آموخت به ما درس محبت می‌خواست

مهرورزان زمان‌های کهنهرگز از خویش نگفتند سخنکه در آنجا که” تو” ییبر نیاید دگر آواز ز “من”ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یادهر چه […]
۲۰ اسفند ۱۳۹۳

عمر ویران

  دیوار سقف دیوارای در حصار حیرت زندانیای درغبار غربت قربانیای یادگار حسرت و حیرانیبرخیزای چشمه خسته دوخته بر دیواربیماربیزارتو رنگ آسمان رااز یاد برده ایاز […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۳

دیگری در من

پشت این نقاب خندهپشت این نگاه شادچهره خموش مرد دیگری استمردیگری که سالهای سالدر سکوت و انزوای محضبی امید ……بی امید…… بی امید زیستهمرد دیگری که […]