۲۰ خرداد ۱۳۹۴

زیبا غزلی از پادشاه ملک سخن وشعر .شیخ اجل سعدی

چه دل‌ها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزتدریغا بوسه چندی بر زنخدان دلاویزتخدنگ غمزه از هر سو نهان انداختن تا کیسپر انداخت عقل از دست […]
۱۶ دی ۱۳۹۲

دمی دیگر با شیخ اجل سعدی بزرگ

قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی این همه جلوه طاووس و خرامیدن او بار […]
۱۷ آذر ۱۳۹۲

دمی با سعدی بزرگ

آب حیات من است، خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست، ما و غم روی دوستولوله در شهر نیست جز شکن زلف یارفتنه در آفاق نیست […]
۲۲ آبان ۱۳۹۲

خرقه حرام

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرامست ای مجلسیان راه خرابات کدامست هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند ما را غمت ای ماه پری چهره […]