۲۵ بهمن ۱۳۹۶

* جنگل *

مرا ببر به جنگلی که روی هر درخت آن – عکس شقایقی کنون قسم بخون هر درخت – که ریخت بر جنگل سبز سبزه جوانه میزند […]
۲۰ بهمن ۱۳۹۶

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛

  دکتر ” خُسرو فرشیدوَرد” این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛ این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛   آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

دوست داشتن یار

گاه دوست داشتن یار چنان در جانت موجی ایجاد می کندکه جز چرخیدن گرد خورشید دوست هیچ کاری را نمی پسندیمی چرخی ، می گردیمی گردی […]
۲۶ دی ۱۳۹۶

مرثیه درخت

دیگر کدام روزنه دیگر کدام صبحخواب بلند و تیره ی دریا راآشفته و عبوستعبیر می کند ؟ من می شنیدم از لب برگاین زبان سبزدر خواب […]
۲۰ دی ۱۳۹۶

از آنچه گرم چکید از رگ امیر کبیر.

رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر، غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر. زمان، هنوز همان شرمسار بهت زده، زمین، هنوز همین سخت جان لال شده، […]
۱۹ دی ۱۳۹۶

کافه دنج

در پی کافه دنجی هستمته یک کوچه بن بست فراموش شدهکه در آن، یک نفر از جنس خودم دست و دلبازانهاز خودش دست بشوید گهگاه…و حواسش […]
۱۵ دی ۱۳۹۶

می خواهم ..می خواهم

‍ می خواهم دریایی نقاشی کنمرنگین کمانی…اما نمی توانم تلاش می کنم جزیره ای را کشف کنمکه درختانش،به جرم مزدوریبه دار آویخته نمی شوندو شاپرکهایش،به جرم […]
۱۴ دی ۱۳۹۶

کجاست کاوه ی آزاده ی زمانه ی دیگر ؟

زمانه حادثه رویید با نشانه ی دیگرچنین زمانه چه سخت است در زمانه ی دیگرهزار خنجر کاری به انحنای دلم آهمخوان ، ترانه مخوان ، باش […]
۲۷ آذر ۱۳۹۶

که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد

دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان […]