۲۵ مهر ۱۳۹۷

عجب جانانه می رقصم

به بزم عارفان امشب عجب جانانه می رقصم به گرد شمع رخسارش .چنان پروانه می رقصم سماع عاشقان بنگر که مست وحدتم سازد پی ان پیر […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

منزل “مادربزرگ

هر جمعه منزل “مادربزرگ” جمع می شدیم ریز تا درشت. از همهمه زیاد، صدا به صدا نمی رسید. روزهای هفته را روی دورِ تند میزدیم تا […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

عاشقانه ای از سر زمان

عاشقانه ای از سر زمان شاید هیچکس ————————– چــقدر دزدیــدنِ نگــاه ِ تــو از چشــمانت… لــذت بخــش اســت! گــویــی تیــله ای از چشــمم بــه دلــم مــی […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

رفتنی باید برود .

در پگاهی ارام و در سکوت ازین دیار رفتم رفتنی باید برود ..ومن نبز رفتم انقدر ارام که حتی قاصدک بی خبر ماند! انقدر ارام که […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

صدای طنین عشق

که بود که آرام مرا می جست ؟ من که صدایم طنین عشق بود حتی در باد در خاک در آب حتی در آتش..بازهم صدایم طنین […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

ای گل بدن، ای گل عذار،

ای گل بدن، ای گل عذار، ای رشک گل، ای گل چمن گلگشت من، گلگون من، گل رنگ من، ای گل مکین ای نازک و نازک […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

مردی از دیار عشق

اهای تو ..قصه های زیبا در گوشم گفتی .. ومن بیهوده پنداشتم قصه تو راست است اما قصه ی بی پایان ما به پایان رسیده داستانی […]
۱۵ تیر ۱۳۹۷

پیدایم کن

راه زیادی نمانده است شیب ملایمی است به چمنزار و گلهای سپید آن نگاه کن و به آسمان آبی و لکه های مهربان ابر کمی نفس […]
۱۳ تیر ۱۳۹۷

ارش گفت زمین کوچک است!

ارش گفت زمین کوچک است! ” تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم ! ” “به آفرید” گفت : ” بیا عاشق شویم […]