زان خانه که خون عاشقان می ریزد
۹ آذر ۱۳۹۶
مجسمه ای بنام من
۹ آذر ۱۳۹۶
نمایش همه

همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی

این غزل شور انگیز حضرت مولانا
سراپا وجد است ورقص است وامید وعشق
هرچند بار خواندم بیشتر لذت بردم وبرقص امدم
————————————–
همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی
همه دردی کش و شادان که تو در خانه مایی
همه ذرات پریشان …..همه کالیوه و شادان
همه دستک زن و گویان که تو خورشید لقایی
همه در بخت شکفته ….همه با لطف تو خفته
همه در وصل بگفته…. که خدایا تو کجایی

15171232_1138006232962226_4773908419210079789_n
همه همخوابه رحمت همه پرورده نعمت
همه شه زاده دولت …..شده در دلق گدایی
چو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدم
طلبیدم…….. نشنیدم که چه بد نام جدایی
بجز از باطن عاشق بود آن باطل عاشق
که ورای دل عاشق همه فعل است و دغایی
تو بر آن وصل خدایی تو بر آن روح بقایی
مده از جهل گوایی….. هله تا ژاژ نخایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *