۲۰ تیر ۱۳۹۲

رویای دیدنت

رویای دیدنت در خواب آنهم با چشمانی باز و یک لحظه ماندن در معبد چشمانتوسیراب شدن از پاکی نگاهت را باهیچ شعری نمیتوان سرود. بگو توراچگونه […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

وقتی تو بیائی

وقتی تو بیائی .وقتی با تو روبرو شوم در اینه چشمهای زیبایت زلفهای دختر عشق را شانه میزنم ولب های میگونش را سرخابی تر میکنم وقتی […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

کودک

عشق تو کودکیست، باموی طلایی نه هر آنچه شکستنی را، میشکند باران که گرفت به دیدار من میآید بر رشتههای اعصابم راه میرود و بازی می […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

لاله

لاله وارم دل زغم صد چاک شد در بی کسیهیچ کس ننهاد غیر از داغ ….. دستی بر دلم
۲۰ تیر ۱۳۹۲

تنهای ابدی

خداوند برای گفتن حرفهای بسیار داشتکه در بی کرانگی دلش موج میزدو بیقرارش میکردو آن هنگام دریاها را از اشکهایی که در تنهاییش ریخته بود لبریز […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

عارف

عارفی را دیدیم که در دستی آب داشت و در دستی آتشمیگفت میروم که آب بر دوزخ ریزم و آتش در بهشت کشمتا کسی خدا را […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

باران

باران میبارد به دعای کداممان ،نمیدانممن همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت استو خدا با همه ی جبروتش دارد ناز میخرد ،نیاز کن …!
۲۰ تیر ۱۳۹۲

ساقی

ای ساقی افسونگر ..از باده خرابم کن مستم کن و.هستم کن .سرمست شرابم کن از جام وسبو مارا …کی رفع عطش گردد افسانه دریا گو.اهسته بخوابم […]
۲۰ تیر ۱۳۹۲

روزگار

معشـــــوقه ای پیداکرده ام به نام روزگار..می پندارد این روزهـــــا سخت مرا درآغـــــوش خویش به بازی گرفـــــته است… وچون می داند من دوستش دارم توقع دارد […]