۷ مرداد ۱۳۹۷

منزل “مادربزرگ

هر جمعه منزل “مادربزرگ” جمع می شدیم ریز تا درشت. از همهمه زیاد، صدا به صدا نمی رسید. روزهای هفته را روی دورِ تند میزدیم تا […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

عاشقانه ای از سر زمان

عاشقانه ای از سر زمان شاید هیچکس ————————– چــقدر دزدیــدنِ نگــاه ِ تــو از چشــمانت… لــذت بخــش اســت! گــویــی تیــله ای از چشــمم بــه دلــم مــی […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

رفتنی باید برود .

در پگاهی ارام و در سکوت ازین دیار رفتم رفتنی باید برود ..ومن نبز رفتم انقدر ارام که حتی قاصدک بی خبر ماند! انقدر ارام که […]
۷ مرداد ۱۳۹۷

صدای طنین عشق

که بود که آرام مرا می جست ؟ من که صدایم طنین عشق بود حتی در باد در خاک در آب حتی در آتش..بازهم صدایم طنین […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

نی لبک آتشین

از که به لب دارم، خاکستــر انتــظار مـی ریزد… بـرای نواختنــش، تمـام نفــس های نیامــده ام را مســـاعده گرفتـه ام . ثــانیه، یا ســـال، چه توفیــری […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

ابشار عشق ومهربانی

۲۱ تیر ۱۳۹۷

ای گل بدن، ای گل عذار،

ای گل بدن، ای گل عذار، ای رشک گل، ای گل چمن گلگشت من، گلگون من، گل رنگ من، ای گل مکین ای نازک و نازک […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

آرزو می کنم

آرزو می کنم تو جیب لباست پول پیدا کنی، آرزو می کنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشیُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا […]
۲۱ تیر ۱۳۹۷

مردی از دیار عشق

اهای تو ..قصه های زیبا در گوشم گفتی .. ومن بیهوده پنداشتم قصه تو راست است اما قصه ی بی پایان ما به پایان رسیده داستانی […]