ضیافتی در راه است…
۱۳ تیر ۱۳۹۶
رقصنده با یار
۱۴ تیر ۱۳۹۶
نمایش همه

تنهائی مترسک ها

تنهایــی را زمــانی درک کردم که

متـــرسک به پرنده گفت :
هرچه میــخواهی نوک بزن
ولــی تنهایم نگذار .. من از تنهائی بیزارم

 

Ali_Miri_13024228

پرنده نوکش را زد
ولی باز تنهایش گذاشت
مترسک کبریت نداشت خودش را اتش بزند
ولی می دانست
همه پرنده های زیبا
وقتی نوکشان را زدند
عاقبت خواهند پرید ومترسک ها را تنها خواهند گذاشت
ذات خوبان بی وفائی ست
بیچاره مترسک و
بیچاره من !!!!!کاش نه او مترسک بود ونه من …من
راستی من که کبریت داشتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *