77 (47)
سر و دستار
۲۹ تیر ۱۳۹۴
پرویز 1391 تفکیک نشده (224)
رقص کائنات
۳۰ تیر ۱۳۹۴
نمایش همه

به خرابات برید

57963_330156473747210_1747868399_n

به خرابات برید از در این خانه مرا
که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا
دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست
که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا؟
57963_330156473747210_1747868399_n

می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع

شمع (5)
پیش آن شمع و بسوزید چو ویرانه مرا
همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او
یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا
بر میان از سر زلفش کمری می‌بستم
گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا
هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان
گو: مپندار بجز خال لبش دانه مرا
سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد
تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا

اوحدی مراغه ای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *